شمس سراج عفيف
495
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
خويش پيش تخت فلك رفعت برده - چون هردو نفر بالاي پاشيب در صحن آن مقام رسيدند ملك نيك آمدي پيش بود و آن خراساني در عقب او - دران محل طائفهء بندگان تيغدار نوبتي مينشستند - خراساني مذكور از بسياريء غرور سر ازان محل دست انداخت - يك تيغ تيغداران مذكور ستد - و از نيام كشيد و بر سر ملك نيك آمدي زد - دران محل ملك مذكور درون بغل خراساني درآمد - تيغ بر او كار نكرد - سلامت ماند - مگر اندكي تيغ بر سر ملك نيك آمدي رسيد - درون پاشيب شور خاست و آن خراساني خواجهء نامدار صاحب دستگاه مردى معارف و ميان طائفهء سوداگران بسيار عزت و عظمت داشت - سبب جنايتى در ديوان ملك نيك آمدي بدست كواتوال ممالك گرفتار شد او را در بنديخانه داشتند - و در زندان سخت محكم قيدها كرده ميداشتند - و قضيهء او چندين كرت ملك مذكور پيش خانجهان گذرانيد - چون خانجهان در مسند مينشست او را پيش مسند حكومت وزارت حاضر ميگردانيدند - و خانجهان با جمله اصحاب دواوين استفسار كرد - خانجهان را دشوار آمدى و حضرت رايات جهاندار نامدار شهريار خوشكردار سلطان فيروز شاه طاب ثراه در سواريء شكار بود - خانجهان از جهت گذرانيدن پيش تخت موقوف داشت - چون بدولت سراي خود پادشاه آمد كيفيت بنديان طلبيد - او را كشاده بردند - او تيغ انداخت